شاید تا کنون به دفعات در خصوص مدل ذهنی و انواع کاربرد آن شنیده باشید و حتی در خصوص تغییر مدل ذهنی نیز مطالبی را مطالعه کرده باشید اما اطلاعات دقیقی در خصوص آن نداشته باشید. در این مطلب قصد داریم تا در خصوص مدل های ذهنی اطلاعات بیشتری در اختیار شما قرار دهیم، از این رو پیشنهاد میکنیم که تا انتها با ما همراه باشید.
در ابتدا بهتر است تا برای درک بهتر نقشه ذهنی با چند مثال شروع کنیم.

مدل ذهنی در دوران بیماری کرونا
بارها صاحب نظران هشدار داده بودند که جهان هر چند ده سال یکبار به یک بیماری مسری همه گیر دچار می شود، اما کمتر کسی تا قبل از سال 2019 به این دست از هشدارها بهایی داده بود. در سال 2019 و پس از همه گیری کرونا شاهد آن بودیم که اقتصاد، عادت های رفتاری و حتی نظم زندگی مردم جهان تحت تاثیر قرار گرفت. شدت این تغییرات به حدی بود که همه انسان ها به شرایط پس از پایان کرونا فکر می کردند و از خود می پرسیدند آیا کرونا تمام خواهد شد یا نه؟ اگر برای همیشه لازم باشد تا در برابر این بیماری محافظت های لازم صورت گیرد چه؟ آیا با اتمام کرونا وضعیت مانند گذشته خواهد شد یا تغییراتی که در دوران کرونا ایجاد شده است برای همیشه پابرجا میماند؟
دیدگاه افراد در برخورد با کرونا متفاوت بود. بسیاری آن را یک بیماری ایجاد شده توسط سرمایه داران جهان برای از بین بردن افراد ضعیف جهان و پاکسازی کره زمین از آنها میدانستند، عده ای ارائه این ویروس از کشور چین را یک جنگ بیولوژیکی و اقتصادی بین آمریکا و چین میدانستند و عده ای نیز آن را یک بیماری واگیر دار همه گیر میدانستند که هر چند ده سال یکبار جهان را به تسخیر خود در می آورد. عده ای که کرونا را به عنوان بیماری در نظر گرفته بودند و واکسن را چاره کار درمان آن می دانستند دیدند که با تزریق واکسن در سطح جهانی این بیماری در حال تضعیف شدن بود.
افرادی که دیدگاه سیاسی به کرونا داشتند با رای نیاوردن ترامپ در انتخابات گفتند که هدف از ایجاد کرونا همین بود، حالا با روی کار نیامدن ترامپ کرونا نیز پایان یافته است.
عده دیگری که کرونا را خشم طبیعت در برابر انسان می دانستند و آن را انتقامی سخت از انسان در نظر گرفته بودند با ریشه کن شدن کرونا به این نتیجه رسیدند که انتقام به پایان رسیده و انسان به مجازاتی که لیاقتش را داشت رسید.
افرادی که کرونا را دسیسه افراد ثروتمند جهان می دانستند، اکنون آن را یک برنامه موفق میدانند زیرا این دست از ثروتمندان توانستند با سرمایه گذاری بر روی تولید واکسن و همچنین فروش آن به دولت های مختلف درآمد بسیار زیادی از این راه به دست آورند و در نهایت نیز سهام شرکت های دارو سازی خود را به چندین برابر قیمت قبل به فروش رساندند.
با توجه به توضیحات ارائه شده در خصوص دیدگاه های مختلفی که در خصوص کرونا وجود داشت به این نتیجه میرسیم که بیشتر انسان ها معتقدند که در ابتدای امر ماجرا را درست فهمیده بودند و در طی زمان نیز درستی پیش بینی صورت گرفته توسط آنها اثبات شده است.
اما اصل ماجرا در جای دیگری است، چرا هر کس به شکل های متفاوتی این اتفاق را تفسیر کرد؟ چرا تقریبا تفسیر هیچ یک از دیدگاه ها غلط نبود؟ تفاوت در چه بود؟

مدل ذهنی چیست و به چه رشته ای مربوط می شود؟
حال که مثالی در خصوص تفاوت های برداشت از یک واقعه را بیان کردیم، وقت آن رسیده است تا در خصوص مدل ذهنی کمی صحبت کنیم و بگوییم مدل ذهنی چیست و به چه رشته ای مربوط می شود؟
باید گفت که ریشه اصلی بحث مدل ذهنی در روانشناسی شناختی است. در ابتدا روانشناسان به دنبال این بودند که درک کنند ذهن انسان چگونه کار می کند و جهان اطراف خود را چگونه می بیند اما رفته رفته مطالعات آنها گسترش یافت و از روانشناسی و فلسفه به سایر علوم مانند اقتصاد رفتاری و روانشناسی پول و حتی هوش مصنوعی و مدیریت ریسک و بحران نیز کشیده شد.
در خصوص مدل ذهنی می توان گفت که هر فردی در زندگی شخصی و کاری خود به طور غریزی از مدل هایی برای تصمیم گیری استفاده میکند. مدل را میتوان تصویری ذهنی از جهان در ذهن هر شخص در نظر گرفت که همواره آن را با خود جا به جا می کند.
هر یک از ما گزیده ای از مفاهیم و رابطه میان آنها را در ذهن خود ثبت میکنیم. هر یک از این تصویرها یک مدل است و همه تصمیم هایی که ما در طول زندگی خود می گیریم بر پایه همین مدل هاست.

مدل ذهنی یک مدل علمی نیست!
مدل ذهنی یک مدل علمی نیست، معنای این جمله آن است که قرار نیست با تجربه و روش علمی اثبات شود زیرا علم هم یک «مدل» است. اما تفاوت مدل علمی با مدل ذهنی در این است که در مدل علمی شخص در تلاش است که به مدل مشترکی دست پیدا کند که بخش بزرگی از انسان ها و بخصوص متخصصین آن را قبول داشته باشند. این در حالی است که در مدل ذهنی اهمیتی برای این موضوع در نظر گرفته نشده است که انسان ها ذهنیت مشابه یا یکسان دارند یا خیر.

تفاوت دیگر مدل علمی با مدل ذهنی
از جمله دیگر تفاوت های مدل علمی با مدل ذهنی می توان به این مورد اشاره نمود که در مدل علمی از فرضیه سازی، آزمایش، تجربه و ارزیابی کمک گرفته می شود و به تدریج شاهد اصلاح آن هستیم، این در حالی است که در مدل ذهنی از منابعی همچون خاطره ها، احساسات، رویدادها، آموخته ها، تعارض ها، تجربه ها و قضاوت ها استفاده می شود.
به همین دلیل است که علم دستاوردهایش عمومی و از عالِم مستقل است، در صورتی که در مدل ذهنی شاهد وابستگی آن به صاحب ذهن هستیم و «مدل» بدون فرد و ذهنیتش تعریف نمیشود!

سوالاتی در خصوص مدل ذهنی
برای آنکه تفاوت میان مدل های ذهنی افراد مختلف را بهتر متوجه شوید میتوانید این سوالات را از خود و سایر اعضای خانواده و دوستانتان بپرسید و شاهد تفاوت پاسخ ها باشید.
- چرا نسل جدید سبک زندگی نسل قدیم را نپسندیده و دنبال نمی کند و از تجربه والدین خود کمترین استفاده را میبرد؟
- چرا ارزش پول ملی به مرور سقوط می کند؟
- چرا ایرانیان بیشتر از سایر ملت ها به مهاجرت فکر میکنند؟
- ابزارهای دیجیتال از موبایل گرفته تا شبکه های اجتماعی چطور جای خود را در زندگی ما باز کردند؟
با پرسیدن این سوالات خواهید دید که جواب دو نفر از یک جامعه آماری به ندرت شبیه هم خواهد بود زیرا هر یک از افراد با مدل ذهنی خود جهان ذهنی متفاوتی را شکل داده و روایت متفاوتی از یک موضوع دارد.

مدل ذهنی چگونه تغییر میکند؟
در پاسخ به این سوال که مدل ذهنی چطور تغییر می کند باید گفت که انسان ها ترجیح می دهند تا مدل ذهنیشان تغییر نکند. دلیل آن نیز واضح است، مدل ذهنی به تدریج به بخشی از هویت شخص تبدیل می شود. همه ما مدل های ذهنی مان را حاصل تجربه ها و دانشی میدانیم که در طول زندگیمان آن را پشت سرگذاشته ایم، بنابراین دلیلی برای تغییر مدل ذهنی را به منزله زیر سوال بردن تجاربمان تلقی می کنیم و دلیلی برای آن نمی بینیم!
با توجه به توضیحاتی که ارائه شد، خواهید دید که زمانی که یک واقعه ای رخ می دهد، انسان پیش از اینکه تصمیمی بگیرد، تلاش می کند تا آن واقعه را در چارچوب مدل ذهنی اش توجیه کند. در توضیحی دیگر میتوان اینطور گفت که تلاش میکنیم تا با مدل ذهنیمان که تا امروز به خوبی کار کرده است رخ داد پیش آمده را نیز توضیح دهیم. در واقع تلاش میکنیم تا مدل ذهنیمان را به واقعیت ها و رویدادها تحمیل کنیم.
اما برخی اوقات این کار جواب نمیدهد. گاهی واقعه رخ داده شده با مدل ذهنی ما پاسخ داده نمیشود، در نتیجه تلاش میکنیم تا با تغییر مدل ذهنیمان پاسخی برای آن بیابیم. شرط مهمی که در خصوص تغییر مدل ذهنی وجود دارد این است که مدل ذهنی قوی تری داشته باشیم در غیر این صورت تلاش می شود تا آنچه اتفاق افتاده است انکار شود!

فکر کردن به چه حالتی گفته می شود؟
مغز انسان همواره دو فرایند پاسخ دهی به وقایع با مدل ذهنی و همچنین جایگزین کردن مدل ذهنی جدید را به طور همزمان انجام میدهد. در پاره ای از مواقع این کارها آنقدر در هم گره میخورند که از آن به عنوان فکر کردن یاد می شود.
به عنوان مثال در زمانی که به دوستتان می گویید “دارم فکر میکنم که چه شد به اینجا رسیدیم” در واقع همزمان می کوشید بر اساس مدل ذهنیتان وضعیت فعلی را توضیح دهید و موازی با آن به دنبال این هستید تا در صورتی که بخش هایی از مدل ذهنی تان نادرست بود آن را با اطلاعات جدید اصلاح کنید.

کاربردهای مدل ذهنی
در این بخش قصد داریم تا در خصوص کاربردهای مختلف مدل ذهنی در زندگی انسان ها اطلاعات بیشتری در اختیار شما قرار دهیم.
کاربرد مدل ذهنی در توجه و تمرکز
مطمئناً شما نیز حداقل یکبار تا به حال روزنامه خوانده اید. شاید برایتان جالب باشد اگر بدانید تعداد محدودی از افراد وجود دارند که تمام محتوای روزنامه ها را مطالعه میکنند و اکثر افراد تنها با عبور از عناوین، زمان خود را به مطالعه محتواهایی اختصاص میدهند که تیتر آنها نظرشان را جلب کرده است. حال باید پرسید که چه چیزی باعث می شود تا یک تیتر برای شخصی جذّاب و برای شخصی دیگر که همان روزنامه را میخواند غیر جذاب بوده و از آن گذر کند؟
پاسخ به این سوال دقیقا به مدل ذهنی افراد باز می گردد. این مدل ذهنی ماست که توجه و تمرکز ما را به سمت موضوعی متمرکز میکند که بیشتر با شخصیت، کنجکاوی و باورهای ما هماهنگ باشد.

کاربرد مدل ذهنی در درک و تفسیر
مدل ذهنی ما پس از آنکه کانون توجه ما را هدایت کرد، تلاش میکند تا موضوعات را برایمان بسط دهد تا به یک نتیجه مناسب برسیم. تصور کنید که عنوانی مانند “رشد قابل توجه بازار بورس” موجود در یک روزنامه را برای خواندن انتخاب کرده اید. پس از اینکه خواندن مطلب تمام شد پیامدهایی دریافت خواهید کرد که مواردی در خصوص رونق اقتصاد کشور، ورود سرمایه های بیشتر به بورس و یافتن اینکه کجا سرمایه گذاری کنیم را تجزیه و تحلیل میکند تا به یک نتیجه برسد. با این مثال میتوان به این نتیجه رسید که مدل های ذهنی ما در درک و تفسیرمان از رویدادها تاثیر بسزایی دارند.

کاربرد مدل ذهنی در تصمیمگیری
درک و تفسیری که ما از مسائل مختلف داریم در نهایت سبب می شود تا در مورد آنها تصمیم گیری کنیم. در خصوص تیتر مربوط به رشد بورس، زمانی که شما مطلبی در خصوص ادامه دار بودن رشد بورس مطالعه میکنید به احتمال زیاد تصمیم میگیرید تا سرمایه خود را وارد بورس کنید و از رشد آن بهره مند شوید.
مثالی که زده شد میتواند به تمام موضوعات زندگی بسط داده شود. مشاهده کردید که چطور مدل های ذهنی پس از هدایت کانون توجه و تمرکز ما باعث تفسیر و پس از آن تصمیم گیری می شوند.

ویژگی های مدل ذهنی
با توجه به اینکه مدل ذهنی هر کس منحصرا مختص خود شخص است نمی توان مزایا و معایب خاصی برای آن در نظر گرفت. این در حالی است که هر کس با بررسی ساختار ذهن خود و بهبود آن می تواند جلوه بهتری به دنیای درونیات خود ببخشد. از جمله ویژگی های اصلی مدل های ذهنی می توان به موارد زیر اشاره کرد:
عدم محدودیت
مدل های ذهنی نامرئی بوده و قابل دیدن نیستند. این مدل ها با افکار، دیدگاه ها و تجربیات ما در هم آمیخته شده اند و هیچ محدودیتی ندارند.
آسان کننده
بدون مدل ذهنی نمیتوان ساختار سلسله مراتبی که همان توجه، تحلیل و تصمیم است را اجرا کرد. در نتیجه عملکرد ذهن ما به شدت کاهش پیدا میکند. میتوان اینطور گفت که مدل های ذهنی تفکر را برای ما آسان می کنند و نقش کمک کننده برای اندیشیدن برای ما ایفا میکنند. به عبارتی ما مدلهای ذهنیمان را میسازیم تا تجربه های گذشته مان را به کمک بگیریم تا در شرایط مشابه، بتوانیم سریعتر تصمیم بگیریم و کمتر دچار خطا یا سردرگمی شویم. دقیقاَ به همین دلیل است که افراد هر چقدر سن و تجربه شان بیشتر میشود، مدلهای ذهنی محکم تری پیدا میکنند و بیشتر بر مدلهای ذهنی خود اصرار می ورزند. انعطاف کمتری در افراد مسن تر دیده میشود. اما به همان نسبت در سنین کمتر، هرچه که مدلهای ذهنی کمتری داشته باشیم، در مواجهه با رویدادهای زندگی، آنها را به عنوان یک رویداد بدیع و نو نگاه میکنیم و بدیهی فرضشان نمیکنیم. تفسیر پیش دستانه ای نداریم و بدون پیش فرض به درک آنها می پردازیم.

نظارت بر عملکرد کلّی
بسیاری از افراد متوجه مدل های ذهنی خود نیستند. این در حالی است که همه ما در هر لحظه بطور ناخودآگاه از این الگوها استفاده میکنیم. مدل های ذهنی یک چارچوب جامع در ذهن ما ایجاد میکند تا تمام مفاهیم موجود در همان چارچوب به ما نشان داده شود و بر عملکرد و رفتار ما نظارت داشته باشد. به همین دلیل است که در پاره ای از مواقع امکان تمرکز بر روی مسائلی که آگاهی زیادی در مورد آنها نداریم وجود ندارد. اصول و قاعده ای که هر کس در زندگی شخصی اش از آن پیروی می کند تماما به وسیله مدل های ذهنی ایجاد شده اند و بر عملکرد شخص تاثیر مستقیم دارند.

نحوه استفاده از مدل ذهنی در کسب و کار
مدیران کسب و کار از جمله افرادی هستند که روزانه با هزاران خبر سر و کار دارند. در صورتی که بخواهند زمانی را به بررسی و تحلیل هر یک از این اخبار اختصاص دهند روز کاری آنها به اتمام میرسد. از این رو است که مدل ذهنی مدیریتی آنها تنها بر روی مهمترین اخبار تمرکز میکند و در نهایت تصمیمات مهم مربوطه را می تواند سریع تر اتخاذ نمایند.
شما تاکنون از مدل ذهنی خود در چه زمینه ای استفاده کرده اید؟ آیا مدل ذهنی شما با جمع آوری اطلاعات بیشتر تغییر کرد یا ثابت ماند؟ تجربه خود را در این خصوص با ما در بخش نظرات در میان بگذارید.